الاغ!
از آن الاغ بیچاره هم کمترم من!! لااقل خودش نمیداند که دارد چه چیزهایی را حمل میکند*!!! اما من، هِی کتاب روی کتاب و سی دی روی سی دی و سخنرانی روی سخنرانی، گوش و چشم و مغزم را پر کرده ام از یک عالَم اطلاعات ناب و نایافتنی! انگار قصد کرده ام تمام حقایق عالم خلقت را یکجا توی این مغزم انبار کنم! به خیال خودم هم که خیلی سطح دانایی ام بالا رفته است و مقاماتم بالاتر!! ولی این روزها هرچه بیشتر دقت میکنم تمام این علم ها و دانستنی های بسیار ارزشمند اما عمل نشده را، جز یک بار سنگین بر روحم احساس نمیکنم، این همه دانستنی هایی که من برای فهمیدنشان کلی زمان میگذارم، اگر به مقام عمل نرسند، جز ظلمت و تاریکی هیچ چیزی برایم به بار نخواهند آورد... جهاد اکبر میخواهد عمل کردن به دانسته ها ... مرد میخواهد که در این وجود درهم و برهم من، انقلابی برپا کند جهت عمل به دانسته ها. همین!
حضرت امیر علیه السلام:
إنَّكُم إلَى العَمَلِ بِما عَلِمتُم أحوَجُ مِنكُم إلى تَعَلُّمِ ما لَم تَكونوا تَعلَمون
شما به عمل كردن آنچه مى دانيد نيازمندتريد تا آموختن آنچه نمى دانيد.
غرر الحكم : ۳۸۲۶
* مثل الذین حملوا التوریه ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا ... جمعه/5
پ ن: من مخالف بالا بردن سطح اطلاعات و دانش نیستم، بالعکس آن را جزو واجبات هم میدانم، کسی به من خرده نگیرد لطفن!








اینچنین به سمت خود کشیده است، کجای عالم
ملکوت میتواند باشد؟... و آن چند جملهی وصیتت، که بارها و بارها گوشه
و کنار دفتر و کتابهایم مینوشتم... 
هرکه به من میرسد، بوی قفس میدهد...