بسم الله النور ...
توی همین گیر و دار روز مادر و تبریک گفتنها و جملات عاشقانهای که از در و دیوار فضای اینترنت بالا میرود، ما هم گفتیم بیاییم اینجا و چند خطی افاضات کنیم و برویم دنبال کارمان!! انصافا از این حرفهای کلیشهای هیچ چیزی برای گفتن ندارم ... نه تبریکی دارم و نه تشکری ... فقط یادم میآید چند ماه پیش یک مطلبی را توی یک سخنرانی از یک حاج آقای خیلی خیلی غیر مشهور(!) شنیدم که تا عمر دارم از یادم نمی رود ...
روی سخنم با تمام رفقایی است که این متن را می خوانند و البته از جماعت "اناث" اند!! باشد که جماعت "ذکور" هم بخوانند و حسرت به دل بمانند ... :)))
اینجانب که دختر باشم و تا حد زیادی از جمع های دخترانه و دغدغه های آنها باخبرم، می دانم یکی از بزرگترین دغدغه های دخترهای مذهبی این است که چرا زن ها مثل مردها نمی توانند در راه خدا جهاد کنند و بجنگند و شهید شوند؟! اصلا چرا شهادت باید سهم مردها باشد و زنها بی نصیب؟!
.
.
.
حاج آقای ما می گفت: علامه طهرانی توی کتاب "روح مجرد"ش نقل کرده است که وقتی سید هاشم حداد -معرفی این شخصیت بزرگ پای خودتان! فقط در همین حد که از بزرگان عرفان بوده اند- در سفری که به مشهد داشته اند، مابین راه به شهر اصفهان رسیده اند، از قول این عارف بزرگ نقل شده که فرمودند:
"فضاي اصفهان را دو چيز، صاف نگهداشته است: وجود موحدین و عارفين و حكماي اسلام از اعاظم علماء كه در مدّت قرون
متماديه در اين قبرستان خوابيدهاند، و وجود دختران جوان معصوم و
متديّن كه شبها بالاخصّ در نزديكي صبح سجّادههاي خود را پهن
ميكنند و بر روي آن براي عبادت خداوند قيام و ركوع و سجود دارند.
ميفرمودند: هيچ جا من بقدر اصفهان كثرت دختران متعبّد و متهجّد را
نديدهام؛ و نفوس طاهرۀ ايشان، در شبها فضاي اصفهان را به صورتي
ديگر درميآورد." (+)
.
.
.
روایتی هست که می گوید: "مداد العلماء أفضل من دماء الشهداء"،
قلم عالِِم از خون شهید بالاتر و بافضیلتتر است. میگفت آیت الله جوادی
آملی در تفسیر این حدیث فرموده اند: منظور از این حدیث، نه هر عالِمی است؛
بلکه عالمی است که شهیدپرور باشد ... (+)
.
.
.
فکر کن که عالِمی تمام ثمره وجودش را، که طی یک عمر تلاش و مجاهدت بدست آورده است، در راهی خلاصه کند که ثمره اش پرورش شهیدانی باشد که به حراست از دین خدا پرداختهاند ... چنین عالمی، مقامش از آن شهدا بالاتر خواهد بود ...
حالا فکر کن مادری را که ثمره عمرش را در تربیت فرزندی خلاصه کرده است که به حراست از دین خدا بپردازد... مادری که شهید پرور باشد ... آیا نمی توان نتیجه گرفت که چنین مادری مقامش از خود شهید بالاتر است؟!! ...
.
.
.
می گفت داستان نقل شده از سید هاشم حداد حدود سال 1350 اتفاق افتاده بود. یک دهه بعد، زمان جنگ، همان دختران جوان معصوم و
متديّن اصفهان، شده بودند مادران آن شهر ... مادرانی که حالا جوان هایشان در جبهه های جنگ به حراست از دین خدا پرداخته اند ... می گفت حالا بیا و حساب
کن که چرا توی تمام شهرهای ایران، اصفهان بیشترین شهید را داده است؟!!! ...
.
.
.
یک جای تاریخ، یکی دیگر میگفت: از دامان زن، مرد به معراج می رود ....
.
.
.
هیچ دلیل محکمی برای اثبات نوشته هایم ندارم! فقط همین را میدانم که با تمام وجودم باورش کردم!!
خواستم بگویم مادر شدن، خیلی مقدس تر از آنی است که ما می پنداریم ... انگار در عالم خلقت، شهادت برای زن، مقصد نوشته نشده است ... زن، بارها تا مرز شهادت پیش می رود و باز می گردد ... مادر، در تکتکِ لحظه های تربیت فرزندش، مدام دارد شهید میشود ... همان مادری که شهید پرور است ...
.

.
.
.